سفارش تبلیغ
صبا
نیکوترین خوى زنان زشت‏ترین خوى مردان است : به خود نازیدن و ترس ، و بخل ورزیدن . پس چون زن به خویش نازد ، رخصت ندهد که کسى بدو دست یازد ، و چون بخل آرد ، مال خود و مال شویش را نگاه دارد ، و چون ترسان بود ، از هر چه بدو روى آرد هراسان بود . [نهج البلاغه]
 
دوشنبه 86 فروردین 20 , ساعت 12:39 صبح

بهار که میشه و درختها شروع به بیدار شدن و جونه زدن می کنند سیر و سیاحت و گردش و تفریح تو خونه ها هم باهاش جون می گیره مخصوصاً تو مناطقی مثل شهر ما که در واقع یه شهر کوهستانی و سرد سیره و ما تا بیام به خودمون بجنبیم فصل سرمای هوا شروع میشه. پدر و مادرایی هم که مثل ما همیشه ی خدا سرشون شلوغ و مشغول کار گرمه متأسفانه خوب یه جورایی شرمنده ی بچّه هاشون می شند. البته اینم بگم که انصافاً ما با وجود کمبود وقتمون سعی داشتیم رضایت دختر کوچولومون رو بدست بیاریم.
از این حرفها که بگذریم خود من چند وقتیه عجیب دلم هوای زیارت کرده. چشمم به در بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) منتظر مونده که کارت دعوتمون کی فرستاده میشه. تا حالا که قابل نبودیم. دیروز تلفن به صدا در اومد که برق شادی تو چشمام درخشید! آقای … از ارگان … تماس گرفته بود. می گفت قراره یه سفر زیارتی به مشهد مقدّس اونم با هواپیما (رفت و برگشت) ترتیب بدند و اسم منم تو لیستشون هست. این خبر منو خیلی خوشحال کرد ولی تا ماجرا رو به دخترم گفتم (فعلاً رئیس اونه) بغض کرد و گفت اگه بری مشهد دلم برات تنگ میشه و گریه می کنم! خوب منم مادر هستم و طاقت یه لحظه ناراحتی عزیزانم رو ندارم. از خدا خواستم که یه سفر با همسر و دخترم قسمتمون کنه. تلفن رو برداشتم و به آقای … زنگ زدم و ماجرا رو تعریف کردم. حالا نمی دونم آخرش قراره چی بشه . فقط امیدوارم ختم به خیر باشه که همون برام کافیه.
داشتم از گردشهای بهاری و تابستونی می گفتم؛ حالا که بهار شده دخترم مدام می پرسه چه موقع شهر بازی باز میشه؟ منو کی می برید پارک؟ خداییش خودمونم تا حالاش از فرصت استفاده کردیم و به بهانه ی دخترمون کلی تو این گردشگاهها سوار چرخ و فلک و وسیله های بازی جور و واجور شدیم (به تلافی دوران بچگیمون که کمتر به این جور جاها می رفتیم) امّا تنها نکته ی آزار دهنده که تو گردشگاهها هست وضعیت بد حجاب و عفاف و پخش موسیقی های عجیب و غریبه که متأسفانه باعث شده خیلی از خانواده های مذهبی کمتر به این اماکن سر بزنند. یه بار که خودمون به شهر بازی محلّمون رفته بودیم نمی دونم چه آهنگی بود ولی خوب از آهنگهای غیر استاندارد بود که شوهرم رفت و با شگرد مخصوص خودشون کاری کردند که به جای اون آهنگ شجریان پخش کنند. به نظر حقیر این حقّ ماست که بتونیم در محیطی سالم و بی دغدغه ساعاتی رو به همراه خانواده با آرامش سپری کنیم. ان شاء الله مسئولین هم بیشتر به این موارد توجّه داشته باشند و تمهیدات لازم رو در این خصوص مبذول فرمایند.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ